ملا محمد مومن كرمانى
21
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
آنان داده شده باشد ، و آنها بعد از آن ، خصوصا بعد از سقوط قدرت شبانكارگان و خرابى ايج - در همانجا به صورت ايل و عشيره باقى و ساكن ماندهاند . يا اينكه بقاياى طايفهء اوغانى هستند كه در زمان قراختائيان از ماوراء النهر به كرمان آمدهاند ، و در كوهستانهاى بافت ساكن شده بعدها مدتها در زدوخورد با آل مظفر بودهاند ، و چون اوغانى بودهاند طبعا فارسىزبان محسوب مىشدهاند . البته مىماند وجه تسميهاى از نوع عقدا در يزد كه اندكى در تلفظ به هم شبيه است ، و بايد در وجه اشتقاق آن نيز تأمل كرد . در تاريخ كرمان يك تركيب به صورت « ميرزا خان افشار اقطاعى ، با يكصد سوار و دويست پياده . . . » برخورد مىكنيم . « 1 » در اينجا آيا افشار و اقطاع يكى شدهاند ؟ يعنى ترك و فارس به هم آميختهاند ؟ چنان مىنمايد كه مجاورت اين دو كلمه بالاخره به اينجا منجر شده كه همه مردم آن نواحى ، آنجا را روى هم اقطاع - افشار خواندهاند . تيرههاى افشار كرمان از اقطاع بگذريم و به خود ايل افشار بپردازيم . در ملحقات جغرافياى وزيرى كه صحبت از ايلات كرمان مىكند ، ذيل تركيب ايل افشار مىنويسد : « پنجاه و دو تيره مىباشد » ، و تيرهها را بدين شرح نام مىبرد : اعلى قزلو : اشرفلو ، سپر مرادلو ، رهدرازلو ، حمزهلو ، قاسملو ، حيدر شاملو ، جلاللو ، تكلو ، حاجىلو ، رئيس تكلو ، بهراملو ، درگاهلو ، شهسوارلو ، آقاجانلو ، كيغانلو ، آقاميرلو ، صفى قلى اولادى ، اخلاص اولادى ، باران اولادى ، بىغم اولادى ، شهربان اولادى ، حاجى قلى اوشاغى ، نجف اوشاغى ، رفيع مشى ، لر ولى اوشاغى ، شيخ اوشاغى ، سبزعلى اوشاغى ، غوچعلى اوشاغى ، دروج
--> ( 1 ) تاريخ كرمان ، ص 571 .